jeudi, 21 avril 2016
باب
دیلن
برگردان: ع. ح.
برای بابک داد
بارانی
سخت
خواهد
بارید
آه، كجا بودهاى، پسر چشم آبىام؟
آه، كجا بودهاى، نازنین جوانم؟
در شیب دوازده قله مهآلود لنگیدهام،
روى شش راه كوره گام زده و خیزیدهام،
به میان هفت جنگل محزون قدم گذاشتهام،
رو به دوازده دریاى خشك ایستادهام،
ده هزار فرسنگ به درون دهان گورستانى رفتهام،
و سخت است، و سخت است، سخت،
و سخت است،
و سخت است بارانى كه خواهد بارید.
آه، چه دیدى، پسر چشم آبىام؟
آه، چه دیدى، نازنین جوانم؟
نوزادى دیدم با گرگان وحشى دور تا دورش،
جادهاى از الماس دیدم، هیچ كس رویش،
شاخهاى سیاه دیدم با بارش چك چك خون،
اتاقى دیدم پر از مردانی با چكشهاى خونین،
نردبانى سفید دیدم پوشیده از آب،
ده هزار نفر سخنور دیدم، همه زبان شكسته،
دشنه و اسلحه دیدم در دست كودكان،
و سخت است، و سخت است، سخت،
و سخت است،
و سخت است بارانى كه خواهد بارید.
و چه شنیدى، پسر چشم آبىام؟
و چه شنیدى، نازنین جوانم؟
صداى رعدى شنیدم كه اخطار را غرید،
صداى صد طبال را شنیدم همه با دست هاى مشتعل،
نجواى ده هزار نفر را شنیدم و هیچ کس به گوش،
شنیدم یکى گرسنه بود، شنیدم بسیارى خندان،
آواز شاعرى را شنیدم كه در جوی خیابان مرد،
نواى دلقكى را شنیدم كه در كوچه گریست،
و سخت است، و سخت است، سخت،
و سخت است،
و سخت است بارانى كه خواهد بارید.
آه، چه كسى را ملاقات كردى پسر چشم
آبىام؟
و چه كسى را ملاقات كردى، نازنین جوانم؟
كودكى را دیدم در كنار كره اسبى مرده،
مرد سفید پوستی دیدم سگ سیاهی را راه میبرد،
زن جوانى را دیدم بدنش میسوخت،
دختر جوانى را دیدم، رنگین كمانى به من داد،
مردى را دیدم زخم خوردهی عشق،
مرد دیگرى را دیدم زخم خوردهی نفرت،
و سخت است، و سخت است، سخت،
و سخت است،
و سخت است بارانى كه خواهد بارید.
آه، و حالا چه خواهى كرد پسر چشم آبىام؟
آه، و حالا چه خواهى كرد، نازنین جوانم؟
بر خواهمگشت، پیش از اینكه باران شروع کند به بارش،
پا خواهم گذاشت به عمق سیاه ترین جنگلها،
جایی با مردمانى بسیار و دستهاى خالى،
و سیل قرصهای سم در آبهاشان،
جایی كه منزل ته كوچه به زندانی نموک و كثیف ختم میشود،
جایی كه چهره جلاد همیشه پنهان است،
جایی كه گرسنگى زشت است و روح و روان فراموش شده،
آنجا كه سیاه رنگ است و رقم نیست
و می گویماش، و میاندیشماش و بیانش میکنم و تنفساش
میکنم،
و بازتاباش مىدهم از بلندای كوه تا همه ببینند،
و آن وقت در دریا مىمانم تا آب از سرم بگذرد،
اما آوازم را خوب مىدانم، پیش از اینكه بخوانم،
و سخت است، و سخت است، سخت،
و سخت است،
و سخت است بارانى كه خواهد بارید.